على اصغر حلبى

57

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

همان‌طور كه ممكن است در ميان رعيّت پادشاه كسى پيدا شود كه از او بهتر و فاضل‌تر باشد ، در ميان اتباع امام هم وجود همين وضع امكان دارد . به همين جهت امامت مفضول اشكالى ندارد ، چنان كه عدّه‌يى از معتزله مخصوصا معتزلهء بغداد با اين كه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) را از ابو بكر فاضل‌تر مىدانستند ، باز امامت ابو بكر را صحيح و جايز مىشمردند . از اين گروه بودند ابو سهل بشر بن معتمر ، ابو موسى عيسى بن صبيح ، ابو عبد اللّه جعفر بن مبشّر ، ابو جعفر اسكافى ، ابو الحسين خيّاط ، ابو القاسم عبد اللّه بن محمود بلخى ، و قاضى عبد الجبّار همدانى . « 1 » وجود همين اختلافات و اختلافاتى كه در باب عدل ميان شيعه و فرقه‌هاى ديگر اسلامى وجود داشت شيعه را به نگارش كتاب‌هاى خاصّ كلامى خود واداشت . در ميان متكلّمان شيعه گويا نخستين كسى كه به تأليف كتاب در كلام ( به ويژه در باب امامت ) پرداخته عيسى بن روضه از موالى و همنشينان منصور خليفهء عباسى ( 136 - 158 ه . ق . ) است ؛ « 2 » و نخستين متكلّمى كه بر حسب اصول عقايد اماميّه و با ادلّهء كلامى با مخالفان به مناظره پرداخته ابو الحسن على بن اسماعيل بن ميثم تمّار از متكلمان نيمه اوّل سدهء سوم هجرى است ، « 3 » و مناظرات او با ابو الهذيل علّاف ( فت ، 226 ه . ق ) و ابو اسحاق نظّام بصرى و ضرار بن عمرو ضبّىّ معروف است . عدّه‌يى از اهل بحث و متكلّمان اشعرى گفته‌اند چون شيعه تا زمان آل بويه مذهب كلامى خاصّى نداشتند ، با روى كار آمدن آل بويه ، اصول علم كلام و اساليب آن را از معتزله فرا گرفتند ، و چون جاحظ بصرى ( فت ، 255 ه . ق . ) فضيلة المعتزله را نوشت و در آن به شيعه ( - روافض ) حمله كرد ، كسى را نيافتند كه او را ردّ بنويسد جز ابن الراوندى معتزلى - كه به دلايلى از معتزله وازده شده بود - ، و او كتاب فضيحة المعتزله را براى شيعه در ردّ جاحظ نوشت . « 4 » يكى از ادّعاهاى اهل سنّت و برخى از معتزله بر ضدّ شيعه اين بوده است كه مىگفتند : شيعه در باب امامت حضرت على « نصّ جلىّ » و صريحى نداشته‌اند ، و قبل از

--> ( 1 ) . در اين باره ، - ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، 1 / 7 - 10 ، قاهره ، محمّد ابو الفضل ابراهيم ؛ علّامهء حلّى كشف المراد ، 291 ، قم . ( 2 ) . نجاشى ، رجال ، 209 ، قم « . . . عيسى بن روضة صاحب المنصور كان متكلّما جيد الكلام و له كتاب فى الامامة . . . و قرأت فى بعض الكتب انّ المنصور تسمّع على عيسى بن روضة ، و كان مولاه و هو يتكلّم فى الامامة فاعجب به و استجاد كلامه » . ( 3 ) . همان جا ، 176 . ( 4 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم ، 238 ؛ زهدى جار اللّه ، المعتزله ، 206 .